محمد مهدى ملايرى

296

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

راه بود امور از هم گسيختهء كشور را سروسامانى دهد . شيرويه كه به‌جاى پدر نشسته بود بيش از شش ماه زنده نماند ، مهم‌ترين كارى كه در زمان او صورت گرفت پيمان صلحى بود كه با روم بست و آن هم به سبب نافرمانى شهربراز نافرجام ماند . چه به موجب آن پيمان مىبايستى هريك از دو دولت آنچه را از سرزمين ديگرى در تصرّف كرده بود بازپس دهد ، و شهربراز آنچه را از سرزمين روم تصرّف كرده بود وانگذارد . هرچند نوشته‌اند كه شهربراز با پادشاه روم چنين نهاده بود كه او همهء سرزمينهائى را كه از روم در تصرّف مىداشت به او واگذار كند ، و ساليانه مبلغى هم به او بپردازد ، در مقابل هراكليوس او را در تصرّف تاج و تخت ايران كمك كند ، و هراكليوس هم پذيرفته بود . و براى اين‌كه پيوند آن دو هرچه استوارتر گردد خانواده‌هاى خود را با رشتهء زناشوئى فرزندان خود به هم پيوستند . « 1 » بر فرض صحّت اين روايت مىتوان احتمال داد كه اين امر پس از كشته شدن خسرو پرويز و پيمان صلح شيرويه بوده است . شهربراز هم كه پس از مرگ شيرويه ، هنگامى كه بزرگان دولت پسر هفت سالهء شيرويه را به نام شهريار به‌جاى او نشانده بودند ، با سپاهيان خود آهنگ تيسفون كرد و آنجا را با جنگ و حيله گشود ، و شهريار و جمعى از بزرگان را كشت و خود بر تخت سلطنت نشست ، دوامى نكرد « 2 » و به تحريك پوران‌دخت دختر خسروپرويز به‌وسيلهء چند تن از نگهبانان شاهى و با پشتيبانى جمعى از بزرگان و سرداران كشته شد . « 3 » پوران‌دخت هم كه يك سال و چهار ماه سلطنت كرد ، هرچند در تاريخ از او به حسن سيرت و سياست ياد شده ، و به گفتهء ابن بلخى : « زنى عاقل و عادل و نيكو سيرت بود ، و چون پادشاه شد يكسال خراج از مردم بيفكند ، و

--> ( 1 ) - سايكس ، تاريخ ايران ، ج 1 ، ص 489 ( متن انگليسى ) . ( 2 ) - مدّت سلطنت او را چهل روز نوشته‌اند ، طبرى ، 1 / 1063 . ( 3 ) - تفصيل وقايع اين دوران را در اين‌جاها خواهيد . يافت : طبرى ، 1 / 1062 - 1 / 1064 ؛ مسعودى ، مروج ، پلا ج 1 ص 322 ( در مروج الذهب نام اين دختر آزرمى دخت آمده ) ؛ ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 126 . به نوشتهء طبرى پوران‌دخت چون به سلطنت رسيد مقام و مرتبت شهربراز را به فسفروخ ( كشندهء شهربراز ) داد و او را وزير خود گردانيد ( 1 / 1064 ) .